نگارش این دو شعر تقدیم می گردد به یکی از بهترین دوستانم : م.ی
از مجموعه نامه های عاشقانه « کنار پنجره ای باران » / نامه عاشقانه ۱ و ۳
دوئل
ما فرشتگانی هستیم که یک بال
پـرواز داریم و تنها در آغـوش
یکدیـگر می توانیم بـه آسمـان
پر بکشیم .
لیسیانو دو کرسنزو/ زندگی را از سر بگیر 30
نامه عاشقانه 3 :
دوئل
از هر کجای این شعر شروع کنی
پشت کرده ام به خود
تو را با زندگی دوئل کنم
هفت :
بر مِهر ، مُهرِ علاقه می کوبی و
من
زیر باران
تو را از لبهایم شروع می کنم
در ترانه ای به طعم خیابان
.
زیر پایت پاییز و
این خیابان بی هدف را کجای جهان مقصدی ؟!
که چنان می رویم و
وا ماندن
چنین که می مانیم و
وا رفتن
ابرها چشمِ دیدنمان را ندارند
آسمان کورکورانه تار می شود
در برخورد رعدها و
برخورداری برق !
بگذار بازِ آغوشت را
در چتر بازیَم
بی امانِ بارش و
فراگیرِ تنت
شش:
چشمانت
شورِ شیرین برق و
گلوگاهت
رعد های بغض آلود ...
پنج :
در بارش موهایت
میان باد
وزش من
به فراخوان تنت
بازمانده آغوشی
آغشته از خاک
چهار :
از هر کجای این شعر شروع کنی
باد می وزد
و پاهایم مغموم ایستگاهی ست
خالی از مقصد
که نیستی کنارم
کنارم باش !
چه فرق می کند ؟
حالا دیگر
چه شیر باشم چه روباه
دو روی سکه
خط چشم توست!
سه :
دو :
از هر کجای این شعر شروع کنی
یک :
دوستت دارم !
لاهیجان/ اسفندماه1384
م.آنیما (مهدی مهدوی)
|
+| نوشته شده توسط
مهدی مهدوی (M-Anima) در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387
|